ابو القاسم سلطانى

345

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : تاريخ شناخت و مصرف آن در هند به زمانهاى بسيار دور مىرسد به سنسكريت Bahuvarkara و به سريانى مخاط ناميده شده و به هندى آن را لازارا مىنامند . نام گونه گياه از واژه يونانى Myxa به معنى مخاط يا Mucus گرفته شده است و سبستان معرب از سپستان فارسى است كه در اصل " سگ پستان " بوده است . منظور از سپستان در كتب قديم كه قبل از مخزن الادويه تاليف شده است ميوه درخت مىباشد و ساير اندامهاى گياه مورد مصرف درمانى نداشته است و درباره اثرات درمانى ميوه چنين آمده است . طبرى گويد كه ميوه آن به عناب شباهت دارد و در قوت و قبض مانند آن است و رازى مىنويسد كه سبستان سينه را نرم و شكم را لينت مىدهد و در گرفتگى صدا سودمند است 1 * . اخوينى تعدادى تركيب داروئى را براى درمان خناق ، ذات الجنب ، ذات الريه و حمى ابيوالوس يا زمهريرى [ لرز ] توصيه نموده كه در آنها سقبستان يا سپستان وارد شده است 2 * . سپستان تسكين‌دهنده سرفه 3 * و عطش مىباشد و همراه با دانه شكم را لينت مىبخشد 4 * ، در سوزش ادرار ناشى از صفرا ، ناراحتىهاى كليه و مثانه سودمند و خارج‌كننده كرم از روده‌ها 5 * ، پاك كننده بدن از اخلاط و مقوى بدن و مقدار خوراك آن 30 عدد مىباشد 6 * . مصرف سبستان از راه مقعد به شكل تنقيه در زخم روده و خوردن جوشانده آن با دوشاب در دمل و دبيله 7 * موثر است 8 * . مكيدن ، نوشيدن خيسانده يا جوشانده آن براى نرم كردن سينه ، حلق ، ورم گلو ، سرفه ، گرفتگى صدا ، تبهاى ناشى از صفرا ، عفونت خون ، خلط سينه ، خراشيدگى روده ناشى از خوردن نوشابه‌هاى گرم و ادويه تند سودمند است . در سردمزاجان با برگ گل سرخ و سايرين با عناب بايد مصرف نمايند ، جانشين آن ختمى مىباشد . اگر برگ‌هاى جوان و تازه روئيده آن را يك شب خيسانده و صبح با فشار آب آن را خارج كرده بنوشند در دفع بىاراده اسپرم و زخم مثانه و سوزاك موثر و خاكستر چوب سوخته آن جهت تسكين درد و زخم ناشى از سوختگى موثر است 9 * . تركيبات شيميائى : ميوه محتوى قند ، موسيلاژ ، صمغ ، ميوه و برگ داراى استرولها و پوست درخت داراى 20 درصد تانن مىباشد . خواص و موارد مصرف درمانى : ميوه قابض ، مدر ، نرم‌كننده و خلطآور مىباشد و براى درمان ناراحتىهاى سينه و ناراحتىهاى مجارى ادرار و مغز دانه براى درمان بيماريهاى قارچى پوست Ringworms مصرف مىشود . از له‌شده برگ به شكل موضعى براى تسكين درد و به منظور التيام زخمها از جوشانده شاخه‌ها در سوء هاضمه و از عصاره پوست براى تسكين درد قولنج ، سوءهاضمه و به شكل غرغره در التهاب گلو استفاده مىشود .